وقتی غول سرخ تکه‌تکه شد

4BUqeC0ahumyfayqJSTSKoU0tbU tohel3fATW2CGGn58gCokQ

ماجرای دفن لنین در جنگل‌های برلین

نویسنده و محقق | ایمان هژبر

مقدمه: بت‌هایی که تاریخ می‌سازد و زمان می‌شکند

در بهار ۱۹۷۰، درست به مناسبت صدمین سالگرد تولد ولادیمیر لنین، برلین شرقی شاهد رونمایی از هیولایی ۱۹ متری از سنگ گرانیت سرخ اوکراینی بود. این بنا که توسط مجسمه‌ساز روس، «نیکلای تومیلسکی» طراحی شده بود، قرار بود ابدی باشد؛ یادبودی نفوذناپذیر در میدانی که نام لنین را بر خود داشت (Leninplatz؛ فردریکس‌هاین امروزی). اما تاریخ شوخی تلخی با سازندگانش داشت: فقط ۲۱ سال بعد، دیواری که دو جهان را جدا می‌کرد ریخت و غول سرخ خود را در محاصره جرثقیل‌ها و چکش‌های بادی دید.

پاییز ۱۹۹۱؛ محاکمه گرانیت

در اواخر سال ۱۹۹۱، برلین متحد شده بود و شهردار وقت، «ابرهارد دیپگن»، مصمم بود این نماد سلطه را از چشم‌ها دور کند. اما برچیدن این غول گرانیتی نه کار فنی آسانی بود و نه سیاسی:

  1. جنگ سیاسی و پتیشن‌ها: ساکنان محلی، هواداران احزاب چپ و فعالان میراث شهری زنجیره انسانی تشکیل دادند. استدلال آن‌ها این بود: «این بخشی از تاریخ است، تخریبش پاک کردن تاریخ است!» اما تصمیم نظام جدید گرفته شده بود: لنین باید می‌رفت.
  2. کالبدشکافی بت سنگی: تکه‌تکه کردن یک صخره ۵۰۰ تنی، ماه‌ها زمان برد. مجسمه را با دقت مهندسی به ۱۲۹ تا ۱۳۰ قطعه جداگانه تقسیم کردند.
  3. تصویر ماندگار: سرِ ۳.۵ تنی لنین که روی کفی تریلی قرار گرفته بود و کارگران با استایل دهه نودی و شلوارهای جین سنگ‌شور و کفش‌های راحتی آن را هل می‌دادند، به طنزآمیزترین تصویر از پایان دوران جنگ سرد بدل شد؛ تصویری که کارگردان فیلم تحسین‌شده Good Bye, Lenin! (۲۰۰۳) نیز آن سکانس پرواز هلیکوپتری سر لنین را مستقیماً از آن الهام گرفت.

سرنوشت عجیب: دفن در جنگل و رستاخیز بعد از ۲۴ سال!

پیکر قطعه‌قطعه شده لنین را شبانه به جنگل‌های «کوپه‌نیک» (Köpenick) در حومه جنوب‌شرقی برلین بردند و در چاله‌های شنی دفن کردند تا به محلی برای تجمع نئوکمونیست‌ها یا مقبره هواداران تبدیل نشود. لنین ۲۴ سال تمام زیر خاک و علف‌های هرز خوابید!

اما ماجرا به همین‌جا ختم نشد. در سال ۲۰۱۵، شهرداری برلین تصمیم گرفت نمایشگاهی دائمی برای مجسمه‌های برکنارشده تاریخ برلین (از دوران پروس تا نازی‌ها و بلوک شرق) در ارگ اشپانداو (Zitadelle Spandau) برپا کند. آن‌ها به جنگل بازگشتند، سرِ ۳.۵ تنی لنین را از زیر خاک بیرون کشیدند، گرد و خاکش را پاک کردند و حالا لنین نه به عنوان نماد یک ایدئولوژی حاکم، بلکه به عنوان شاهدی تاریخی در موزه آرام گرفته است.

 

و اما قسمت جذاب ماجرا , موسیقی متن این سقوط: Wind of Change از Scorpions

اگر قرار باشد برای تصویر سقوط دیوار برلین و کنده شدن سر مجسمه لنین یک موسیقی متن راک انتخاب کنی، هیچ اثری در تاریخ با “Wind of Change” از گروه آلمانی Scorpions رقابت نمی‌کند.

  • سال انتشار: نوامبر ۱۹۹۰ (آلبوم Crazy World)
  • چرا این موزیک؟کلاوس ماینه (خواننده عقرب‌ها) این ترانه را پس از اجرای تاریخی گروه در «فستیوال صلح مسکو» در سال ۱۹۸۹ نوشت. سوت معروف ابتدای آهنگ، حس بادی را دارد که از شرق به غرب وزید و پرده آهنین را تکان داد. این قطعه به «سرود رسمی پایان جنگ سرد و اتحاد دو آلمان» تبدیل شد.
  • بندِ نمادین ترانه:

“The world is closing in

Did you ever think

That we could be so close, like brothers?

The future’s in the air

I can feel it everywhere

Blowing with the wind of change…“

ترکیب صدای سوت کلاوس ماینه، ریف‌های ملودیک گیتار الکتریک رودولف شنکر و تصویر سر جدا شده لنین که روی گل‌ولای تکان می‌خورد، قوی‌ترین پارادوکس پایان قرن بیستم را می‌سازد: باد تغییری که بت‌های تغییرناپذیر را بر زمین زد.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *